تحقیق، توسعه و طراحی
شناخت نیاز مشتری، پژوهش، نوآوری، طراحی محصول و توسعه فناوری؛ فعالیتهایی که میتوانند مزیت رقابتی و مالکیت فکری ایجاد کنند.
چرا در بسیاری از زنجیرههای ارزش، فعالیتهای پیش از تولید و پس از تولید میتوانند ارزش افزوده بیشتری از خودِ تولید ایجاد کنند؟
منحنی لبخند (Smile Curve) مدلی مفهومی برای توضیح چگونگی توزیع ارزش افزوده در مراحل مختلف زنجیره ارزش است. در بسیاری از صنایع، فعالیتهایی مانند تحقیقوتوسعه، طراحی و توسعه محصول در ابتدای زنجیره و برندسازی، بازاریابی، توزیع و خدمات پس از فروش در انتهای زنجیره میتوانند سهم بیشتری از ارزش را به خود اختصاص دهند؛ در حالی که تولید و مونتاژ، بهویژه در زنجیرههای جهانی، ممکن است با حاشیه ارزش افزوده کمتری همراه باشند.
این الگو بهعنوان یک چارچوب تحلیلی به کسبوکارها کمک میکند جایگاه خود را در زنجیره ارزش بررسی کنند و درباره سرمایهگذاری در قابلیتهایی مانند نوآوری، طراحی، مالکیت فکری، برند و ارتباط با مشتری تصمیم آگاهانهتری بگیرند. شکل منحنی و میزان ارزش هر مرحله در همه صنایع یکسان نیست و باید با توجه به شواهد همان صنعت تحلیل شود.
این مدل توجه را از تمرکز صرف بر تولید، به مجموعه فعالیتهای پیش و پس از تولید گسترش میدهد.
شناخت نیاز مشتری، پژوهش، نوآوری، طراحی محصول و توسعه فناوری؛ فعالیتهایی که میتوانند مزیت رقابتی و مالکیت فکری ایجاد کنند.
تبدیل طرح به محصول یا خدمت قابل ارائه. اهمیت این بخش پابرجاست، اما در برخی صنایع، رقابتپذیری و مقیاسپذیری میتواند حاشیه ارزش آن را محدود کند.
بازاریابی، توزیع، تجربه مشتری، خدمات پس از فروش و پشتیبانی؛ فعالیتهایی که ارتباط با بازار و وفاداری مشتری را تقویت میکنند.
این چارچوب بهتنهایی نسخه قطعی برای انتقال منابع از تولید نیست؛ بلکه نقطه شروعی برای تحلیل جایگاه کسبوکار، توانمندیهای رقابتی و توزیع ارزش در صنعت موردنظر است.